ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
208
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
راست هدايت مىكند . كلمهء دوازدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : الرّاحة مع اليأس . در نوميدى آسودگى است . شارح گويد : راحت لذّتى است كه به سبب آرامش از حركتهاى خستگىزا حاصل مىشود چه آن حركتها حسّى يا عقلى باشد ، و نا اميدى از چيزى بريدن طمع از آن است چون پس از آن كه باور داشته به دست آوردن آن ممكن است معتقد شده است كه امكان ندارد آن را به دست آورد ، و منظور اين است كه توضيح دهد آسودگى لازمهء نوميدى است و آن امرى روشن است چون حركتهاى نفسانى كه بدن را متوجّه مىسازد تا مطلوب را به دست آورد پابر جاست تا وقتى كه نفس به دست آوردن آن را ممكن مىداند و چون بر نفس روشن شد كه به دست آوردن آن ناممكن است ناگزير مىباشد كه حركت در طلب تحصيل آن را قطع كند و رنج حركات نفس را براى به دست آوردن آن مبدّل به آسايش كند كه نتيجه آرامش از آن حركتهاست ، در اين كلمه هشدار مىدهد كه حرص و طلب كردن چيزى را كه بهره اى ندارد و به صاحبش جز آزار و كراهت چيزى نمىرسد رها كند ، مگر كارهايى كه در كار معاد اصلاحش لازم است مانند زياده طلبى در مال دنيا و به دست آوردن كمالات خيالى چون راحت مطلوب مىباشد و به سبب آن ترك حاصل مىشود پس لازم است كه آن ترك واجب باشد چون تمام آن كارها به منزلت زهرهايى است كه اگر دفع و درمان نشود فرجام و خيمى در پى خواهد داشت ( 1 ) و در اين مورد مثلى از سرور فرستادگان ( ص ) رسيده است . و انّ ممّا ينبت الربيع لما يقتل حبطا او يلم ( 2 ) همانا از گياهانى كه در بهار مىرويد
--> ( 1 ) گويا اين سخن ضرب المثلى يا سخنى در حكم آن است و مقصود كه : « كارهايى است كه اگر دفع نشود و به دور كردن و ريشه كن ساختن آن پرداخته نشود ، نتايج بدى در پى خواهد داشت » . ( 2 ) ابن اثير در ( النّهايه ) گفته است : « احبط اللَّه عمله يعنى خدا عملش را باطل ساخت گفته مىشود : حبط عمله و يحبط و اهبطه غيره و از قول عرب گرفته شده : حبطت الدابة با التحريك زمانى كه حيوان به چراگاه خوبى برسد و در خوردن زياده روى كند و در نتيجه ورم كند و بميرد و حديث ياد شده بالا از همين گفته است : چون بهار گياهان آزاد مىروياند و چهار پا از آن بسيار مىخورد بعضى از اهل لغت با ( خاى معجمه ) نقل كرده كه از تخبّط و به معناى پريشانى است و اين حديث را شرحى است كه در جاى خودش مىآيد چون هر گاه متفرّق معنى گردد فهميده نشود و در مورد « لم » گفته است : « در توصيف بهشت : و اگر نبود آنچه خدا مقدّر فرموده البتّه نزديك به از بين بردن چشمش مىشود و حديث : ما يقتل حبطا او يلم اى يقرب من القتل » به همين معناست .